regierungsfähig
قادر به تشکیل دولت، شایسته حکومت
Bedeutungen
1
کاندیدا یا حزبی که توانایی و مشروعیت لازم برای تشکیل و اداره یک دولت را دارد.
- Nach der Wahl wurde diskutiert, welche Parteien regierungsfähig sind.پس از انتخابات، بحث شد که کدام احزاب قادر به تشکیل دولت هستند.
- Die Koalition muss beweisen, dass sie regierungsfähig ist, um das Vertrauen der Wähler zu gewinnen.ائتلاف باید ثابت کند که شایسته حکومت است تا اعتماد رایدهندگان را جلب کند.
- Experten bezweifeln, ob die kleine Partei überhaupt regierungsfähig ist.کارشناسان در مورد اینکه آیا حزب کوچک اصلاً قادر به تشکیل دولت است، تردید دارند.