regulär
منظم، عادی، قانونی، طبق مقررات
Bedeutungen
1
مطابق با قوانین، مقررات یا استانداردهای تعیین شده؛ عادی و بدون انحراف.
- Der Zug fährt heute nach regulär Fahrplan.قطار امروز طبق برنامه عادی حرکت میکند.
- Er hat eine reguläre Arbeitsstelle mit festem Gehalt.او یک شغل عادی با حقوق ثابت دارد.
- Die Prüfung muss regulär abgelegt werden, um das Zertifikat zu erhalten.برای دریافت گواهینامه، آزمون باید به طور قانونی برگزار شود.