regurgitieren

Aussprache: /ʁeɡʊʁɡiˈtiːʁən/
Wortzerlegung: re·gur·gi·tie·ren
فعل

برگرداندن (محتویات معده)

Beispiele

  • Dabei erbrechen und ''regurgitieren'' Kinder kurzfristig kleine Mengen Nahrung aufgrund einer Unreife des Schluckaktes und des unteren Ösophagussphinkters.در این حالت، نوزادان به دلیل عدم بلوغ عمل بلع و اسفنکتر تحتانی مری، مقادیر کمی غذا را به طور موقت برمی‌گردانند.

Bedeutungen

1 Akkusativ / intransitiv

(پزشکی، زیست‌شناسی) غذا یا محتویات معده را دوباره به دهان یا از دهان خارج کردن؛ استفراغ کردن

  • Einige Vögel regurgitieren Nahrung für ihre Jungen.برخی پرندگان غذا را برای جوجه‌هایشان بالا می‌آورند.
  • Nach dem Essen musste der Patient regurgitieren.بعد از غذا، بیمار مجبور شد استفراغ کند.
2 Akkusativ

(مجازی، کمتر رایج) اطلاعات را بدون درک واقعی آن‌ها صرفاً تکرار کردن

  • Er kann nur Fakten regurgitieren, aber nicht kritisch denken.او فقط می‌تواند حقایق را تکرار کند، اما نمی‌تواند انتقادی فکر کند.
  • Die Studenten regurgitierten die Vorlesungsinhalte, ohne sie zu verinnerlichen.دانشجویان مطالب سخنرانی را بدون درونی کردنشان تکرار کردند.