wegreißen
پاره کردن، کندن، از بین بردن، جدا کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wegreißen)
چیزی را با خشونت یا سرعت زیاد پاره کردن و از جایی جدا کردن.
- Er riss das alte Poster von der Wand weg.او پوستر قدیمی را با خشونت از دیوار کند.
- Die Katze hat den Stoff des Sofas weggerissen.گربه پارچه مبل را پاره کرده و کنده بود.
2
Akkusativ (jemanden / etwas wegreißen)
به صورت مجازی، چیزی را از بین بردن، نابود کردن یا با خود بردن (مانند سیل یا طوفان).
- Die Flutwelle riss ganze Häuser vom Fundament weg.سیلاب خانههای کامل را از پیشان کند و با خود برد.
- Der Sturm riss die Bäume entwurzelt weg.طوفان درختان را ریشهکن کرد و با خود برد.
3
Akkusativ + aus + Dativ
به صورت مجازی، کسی را از وضعیت، محیط یا موقعیت خاصی جدا کردن یا بیرون کشیدن.
- Man musste das Kind aus dem brennenden Haus wegreißen.مجبور بودند کودک را از خانه در حال سوختن بیرون بکشند.
- Sie wurde mit Gewalt aus ihrer gewohnten Umgebung weggerissen.او را با خشونت از محیط آشنایش جدا کردند.