wegreißen

Aussprache: /ˈvɛkˌʁaɪ̯sn̩/
Worttrennung: weg·rei·ßen
فعل

پاره کردن، کندن، از بین بردن، جدا کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas wegreißen)

چیزی را با خشونت یا سرعت زیاد پاره کردن و از جایی جدا کردن.

  • Er riss das alte Poster von der Wand weg.او پوستر قدیمی را با خشونت از دیوار کند.
  • Die Katze hat den Stoff des Sofas weggerissen.گربه پارچه مبل را پاره کرده و کنده بود.
2 Akkusativ (jemanden / etwas wegreißen)

به صورت مجازی، چیزی را از بین بردن، نابود کردن یا با خود بردن (مانند سیل یا طوفان).

  • Die Flutwelle riss ganze Häuser vom Fundament weg.سیلاب خانه‌های کامل را از پی‌شان کند و با خود برد.
  • Der Sturm riss die Bäume entwurzelt weg.طوفان درختان را ریشه‌کن کرد و با خود برد.
3 Akkusativ + aus + Dativ

به صورت مجازی، کسی را از وضعیت، محیط یا موقعیت خاصی جدا کردن یا بیرون کشیدن.

  • Man musste das Kind aus dem brennenden Haus wegreißen.مجبور بودند کودک را از خانه در حال سوختن بیرون بکشند.
  • Sie wurde mit Gewalt aus ihrer gewohnten Umgebung weggerissen.او را با خشونت از محیط آشنایش جدا کردند.