einreißen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌraɪ̯sn̩/
Worttrennung: ein·rei·ßen
فعل

پاره کردن، خراب کردن، فرو ریختن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas einreißen)

متعدی (mit haben): خراب کردن، تخریب کردن، ویران کردن چیزی (مانند ساختمان، دیوار).

  • Die alte Fabrik wurde abgerissen, um Platz für neue Wohnungen zu machen.کارخانه قدیمی برای ایجاد فضا برای خانه‌های جدید تخریب شد.
  • Die Armee riss die feindlichen Befestigungen ein.ارتش استحکامات دشمن را ویران کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

لازم (mit sein): پاره شدن، شکاف برداشتن، فرو ریختن (خود به خود یا در اثر فشار).

  • Nach dem starken Regen ist die Uferböschung eingerissen.پس از باران شدید، دامنه‌ی ساحل شکاف برداشته است.
  • Der Stoff des Zeltes ist an einer Stelle eingerissen.پارچه چادر در یک نقطه پاره شده است.
3 intransitiv (بدون مفعول)

مجازی (mit sein): رایج شدن، نفوذ کردن، جا افتادن (معمولاً برای عادت‌های بد یا رفتار نامناسب).

  • Schlechte Angewohnheiten können leicht in einer Gesellschaft einreißen.عادت‌های بد به راحتی می‌توانند در یک جامعه رواج پیدا کنند.
  • Diese Art von Korruption ist leider in vielen Behörden eingerissen.متأسفانه این نوع فساد در بسیاری از ادارات نفوذ کرده است.