einreißen
پاره کردن، خراب کردن، فرو ریختن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas einreißen)
متعدی (mit haben): خراب کردن، تخریب کردن، ویران کردن چیزی (مانند ساختمان، دیوار).
- Die alte Fabrik wurde abgerissen, um Platz für neue Wohnungen zu machen.کارخانه قدیمی برای ایجاد فضا برای خانههای جدید تخریب شد.
- Die Armee riss die feindlichen Befestigungen ein.ارتش استحکامات دشمن را ویران کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
لازم (mit sein): پاره شدن، شکاف برداشتن، فرو ریختن (خود به خود یا در اثر فشار).
- Nach dem starken Regen ist die Uferböschung eingerissen.پس از باران شدید، دامنهی ساحل شکاف برداشته است.
- Der Stoff des Zeltes ist an einer Stelle eingerissen.پارچه چادر در یک نقطه پاره شده است.
3
intransitiv (بدون مفعول)
مجازی (mit sein): رایج شدن، نفوذ کردن، جا افتادن (معمولاً برای عادتهای بد یا رفتار نامناسب).
- Schlechte Angewohnheiten können leicht in einer Gesellschaft einreißen.عادتهای بد به راحتی میتوانند در یک جامعه رواج پیدا کنند.
- Diese Art von Korruption ist leider in vielen Behörden eingerissen.متأسفانه این نوع فساد در بسیاری از ادارات نفوذ کرده است.