mitreißen

Aussprache: /ˈmɪtˌʁaɪ̯sn̩/
Worttrennung: mit·rei·ßen
فعل

با خود بردن/کشاندن؛ به هیجان آوردن، تحت تأثیر قرار دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas mitreißen)

با خود بردن، با جریان بردن (چیزی را به زور یا با قدرت حرکت دادن)

  • Die starke Strömung riss das Boot mit sich.جریان قوی قایق را با خود برد.
  • Der Wind riss die Blätter von den Bäumen.باد برگ‌ها را از درختان با خود کند و برد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas mitreißen)

مجذوب کردن، تحت تأثیر قرار دادن، به هیجان آوردن (افراد را با شور و اشتیاق خود)

  • Die Energie des Redners riss das Publikum mit.انرژی سخنران، حضار را به وجد آورد.
  • Seine Leidenschaft für die Musik hat viele junge Leute mitgerissen.اشتیاق او برای موسیقی، بسیاری از جوانان را مجذوب خود کرده است.