zurückreißen
به عقب کشیدن، پاره کردن و به عقب کشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zurückreißen)
چیزی را با شدت به عقب کشیدن، اغلب به گونهای که پاره شود یا از جای خود کنده شود.
- Er riss das Papier mit einem Ruck zurück.او کاغذ را با یک حرکت به عقب کشید و پاره کرد.
- Die Mutter riss ihr Kind vom Herd zurück.مادر کودکش را با شدت از اجاق گاز عقب کشید.
2
Akkusativ (jemanden zurückreißen)
کسی را از یک وضعیت خطرناک یا از یک حالت روحی خاص (مثلاً خیالپردازی) به واقعیت بازگرداندن.
- Ein lauter Knall riss ihn aus seinen Träumen zurück.صدای بلند او را از رویاهایش به واقعیت بازگرداند.
- Der Schreck riss sie aus der Tagträumerei zurück.ترس او را از خیالپردازی به خود آورد.