reißen

Aussprache: /ˈʁaɪ̯sn̩/
Worttrennung: rei·ßen
فعل

پاره کردن، کشیدن (با شدت)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas reißen)

چیزی را با نیروی زیاد پاره کردن، شکافتن یا از هم جدا کردن.

  • Er riss das Papier in kleine Stücke.او کاغذ را به قطعات کوچک پاره کرد.
  • Die Katze hat den Vorhang zerrissen.گربه پرده را پاره کرده بود.
2 Akkusativ + Präposition

ناگهان و با خشونت چیزی را کشیدن یا حرکت دادن؛ به شدت کشیده شدن.

  • Der Hund riss an der Leine.سگ به شدت بند قلاده را می‌کشید.
  • Er riss die Tür auf.او در را با شدت باز کرد.
3 Intransitiv (mit 'ist')

خود به خود پاره شدن، گسیخته شدن یا شکستن (معمولاً با فعل کمکی 'ist').

  • Der Faden ist gerissen.نخ پاره شد.
  • Die Brücke ist unter der Last des Verkehrs gerissen.پل زیر بار ترافیک شکسته شد.