mitreißen
با خود بردن/کشاندن؛ به هیجان آوردن، تحت تأثیر قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas mitreißen)
با خود بردن، با جریان بردن (چیزی را به زور یا با قدرت حرکت دادن)
- Die starke Strömung riss das Boot mit sich.جریان قوی قایق را با خود برد.
- Der Wind riss die Blätter von den Bäumen.باد برگها را از درختان با خود کند و برد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas mitreißen)
مجذوب کردن، تحت تأثیر قرار دادن، به هیجان آوردن (افراد را با شور و اشتیاق خود)
- Die Energie des Redners riss das Publikum mit.انرژی سخنران، حضار را به وجد آورد.
- Seine Leidenschaft für die Musik hat viele junge Leute mitgerissen.اشتیاق او برای موسیقی، بسیاری از جوانان را مجذوب خود کرده است.