abreiben
مالیدن، پاک کردن با مالش، خشک کردن با مالش
Bedeutungen
1
Akkusativ
با مالش یا ساییدن چیزی را از بین بردن یا تمیز کردن
- Du musst den Schmutz von den Schuhen abreiben.باید کثیفی را از کفشها پاک کنی.
- Sie rieb sich die Tränen aus den Augen.او اشکهایش را از چشمانش پاک کرد.
2
Akkusativ
با مالش یا اصطکاک، چیزی را فرسوده یا کوچک کردن
- Der ständige Gebrauch hat die Farbe abgerieben.استفاده مداوم رنگ را فرسوده کرده است.
- Die Wellen reiben die Felsen langsam ab.امواج به آرامی صخرهها را میسایند.