aufreiben
ساییده شدن و تاول زدن پوست؛ تحلیل بردن، از پا درآوردن (نیرو یا فرد)
Bedeutungen
1
(jemanden/sich)
کسی را از نظر جسمی یا روحی خسته و فرسوده کردن.
- Die ständige Arbeit reibt ihn völlig auf.کار مداوم او را کاملاً فرسوده میکند.
- Sie hat sich bei der Vorbereitung der Prüfung völlig aufgerieben.او در آمادهسازی برای امتحان کاملاً خودش را از پا درآورد.
2
(etwas/jemanden)
چیزی یا کسی را (معمولاً در زمینه نظامی یا مبارزه) کاملاً نابود کردن یا از بین بردن.
- Die feindlichen Truppen wurden in der Schlacht aufgerieben.نیروهای دشمن در نبرد نابود شدند.
- Der Widerstand der Rebellen wurde vollständig aufgerieben.مقاومت شورشیان به طور کامل درهم شکسته شد.