herumreichen
دست به دست کردن، رد کردن، توزیع کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas herumreichen)
چیزی را (معمولاً در یک جمع) دست به دست کردن، چرخاندن یا از فردی به فرد دیگر منتقل کردن.
- Die Kerze wurde herumgereicht, damit alle die Flamme sehen konnten.شمع دست به دست شد تا همه بتوانند شعله را ببینند.
- Er reichte den Ball im Kreis herum.او توپ را در دایره دست به دست کرد.
2
Akkusativ (etwas herumreichen)
چیزی را به افراد زیادی دادن یا توزیع کردن؛ پخش کردن.
- Die Freiwilligen reichten Essen und Wasser an die Bedürftigen herum.داوطلبان غذا و آب را بین نیازمندان توزیع کردند.
- Die Broschüren wurden an alle Teilnehmer herumgereicht.بروشورها بین تمام شرکتکنندگان توزیع شد.