abreichern

Aussprache: /ˈapˌʁaɪ̯çɐn/
Wortzerlegung: ab·rei·chern
فعل

کاهش دادن (غلظت)، فقیر کردن (ماده‌ای)

Beispiele

  • Stickstoffgeneratoren werden mit Druckluft gespeist, aus der sie über Membranseparatoren den Luftsauerstoff ''abreichern''.ژنراتورهای نیتروژن با هوای فشرده تغذیه می‌شوند که از طریق جداکننده‌های غشایی، اکسیژن هوا را در آن 'کاهش می‌دهند'.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کاهش دادن غلظت یک ماده یا عنصر در یک ترکیب یا محیط؛ تهی کردن از مواد مغذی یا ارزشمند.

  • Der Boden wurde durch intensive Landwirtschaft abgereichert.خاک بر اثر کشاورزی فشرده فقیر شد.
  • Uran wird abgereichert, um es für Kernkraftwerke nutzbar zu machen.اورانیوم غنی‌سازی معکوس می‌شود تا برای نیروگاه‌های هسته‌ای قابل استفاده شود.