reichmachen
ثروتمند کردن، پولدار ساختن؛ غنی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا نهادی را مالدار، پولدار و ثروتمند کردن.
- Diese Investition könnte ihn reichmachen.این سرمایهگذاری میتواند او را ثروتمند کند.
- Warum müssen wir immer private Banken reichmachen?چرا باید مدام بانکهای خصوصی را ثروتمند کنیم؟
2
Akkusativ
چیزی یا کشوری را غنی ساختن (از نظر منابع یا روحی).
- Die Entdeckung neuer Rohstoffe machte das Land reich.کشف منابع جدید، کشور را غنی کرد.
- Diese Erfahrung hat ihr Leben reichgemacht.این تجربه زندگی او را غنی ساخت.