reichmachen

Aussprache: /ˈʁaɪ̯çˌmaxən/
Wortzerlegung: reich·ma·chen
فعل

ثروتمند کردن، پولدار ساختن؛ غنی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا نهادی را مالدار، پولدار و ثروتمند کردن.

  • Diese Investition könnte ihn reichmachen.این سرمایه‌گذاری می‌تواند او را ثروتمند کند.
  • Warum müssen wir immer private Banken reichmachen?چرا باید مدام بانک‌های خصوصی را ثروتمند کنیم؟
2 Akkusativ

چیزی یا کشوری را غنی ساختن (از نظر منابع یا روحی).

  • Die Entdeckung neuer Rohstoffe machte das Land reich.کشف منابع جدید، کشور را غنی کرد.
  • Diese Erfahrung hat ihr Leben reichgemacht.این تجربه زندگی او را غنی ساخت.