heranreichen

Aussprache: /hɛˈʁanˌʁaɪ̯çn̩/
Worttrennung: her·an·rei·chen
فعل

به چیزی رسیدن, دسترسی داشتن, قابل مقایسه بودن

Bedeutungen

1 Dativ + Akkusativ

چیزی را به کسی نزدیک کردن یا به دست او دادن؛ چیزی را به کسی رساندن.

  • Kannst du mir bitte das Salz heranreichen?می‌توانی لطفاً نمک را به من بدهی؟
  • Der Kellner reichte den Gästen die Speisekarten heran.پیشخدمت منوهای غذا را به مهمانان داد.
2 an + Akkusativ (an jemanden / etwas heranreichen)

به چیزی نزدیک شدن؛ قابل مقایسه بودن با چیزی؛ به سطح یا کیفیت چیزی رسیدن.

  • Diese Leistung reicht nicht an seine früheren Erfolge heran.این عملکرد به موفقیت‌های قبلی او نمی‌رسد.
  • Die neuen Modelle reichen nicht an die Qualität der alten heran.مدل‌های جدید به کیفیت مدل‌های قدیمی نمی‌رسند.