ausreichen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌraɪ̯çn̩/
Worttrennung: aus·rei·chen
فعل

کافی بودن، کفایت کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول) / für + Akkusativ (für etwas ausreichen)

به اندازه کافی موجود بودن برای برآورده کردن یک هدف یا نیاز.

  • Das Geld reicht für eine Woche Urlaub.این پول برای یک هفته تعطیلات کافی است.
  • Diese Menge Wasser reicht nicht für alle.این مقدار آب برای همه کافی نیست.
2 Dativ (jemandem) ausreichen

برای کسی کافی بودن، نیاز کسی را برطرف کردن.

  • Reicht Ihnen das als Erklärung?آیا این به عنوان توضیح برای شما کافی است؟
  • Sein Gehalt reicht ihm kaum zum Leben.حقوق او به سختی برای زندگی‌اش کفایت می‌کند.