darreichen
ارائه کردن، تعارف کردن، تقدیم کردن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) darreichen
چیزی را به کسی با احترام یا به صورت رسمی تقدیم کردن یا عرضه کردن
- Der Kellner reichte den Gästen die Speisekarte dar.پیشخدمت منو را به مهمانان تعارف کرد.
- Er reichte ihr die Hand dar.او دستش را به طرف او دراز کرد.
2
etwas (Akkusativ) darreichen
چیزی را (مانند درخواست یا هدیه) به صورت رسمی یا ادبی ارائه دادن یا تسلیم کردن
- Sie reichte dem Gericht ihre Bewerbung dar.او درخواست خود را به دادگاه ارائه داد.
- Der Autor reichte sein neues Werk der Öffentlichkeit dar.نویسنده اثر جدید خود را به عموم عرضه کرد.