zureichen
دادن، کافی بودن، کفایت کردن
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ
چیزی را به تدریج یا دست به دست به کسی دادن.
- Reichen Sie mir bitte das Salz zu.لطفاً نمک را به من بدهید.
- Die Kinder reichten sich die Spielsachen zu.بچهها اسباببازیها را دست به دست به هم دادند.
2
ohne Objekt / für + Akkusativ
کافی بودن، کفایت کردن (معمولاً با 'es reicht zu').
- Das Geld reicht für eine Woche.پول برای یک هفته کافی است.
- Es reicht jetzt, wir müssen weitergehen.دیگر کافی است، باید برویم.