heranreifen

Aussprache: /hɛˈʁanˌʁaɪ̯fn̩/
Worttrennung: her·an·rei·fen
فعل

رسیدن، بالغ شدن، تکامل یافتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

رسیدن و بالغ شدن میوه، محصول یا گیاه.

  • Die Tomaten an der Pflanze reifen langsam heran.گوجه‌فرنگی‌های روی بوته به آرامی می‌رسند.
  • Das Obst muss erst im Kühlschrank herreifen, bevor es gegessen werden kann.میوه باید ابتدا در یخچال برسد تا بتوان آن را خورد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

رشد کردن، بزرگ شدن و به بلوغ رسیدن انسان یا حیوان.

  • Die Kinder reifen in diesem Alter schnell heran.کودکان در این سن به سرعت رشد می‌کنند و بزرگ می‌شوند.
  • Er reifte erst nach vielen Jahren zum Künstler heran.او پس از سال‌ها به یک هنرمند تبدیل شد.
3 intransitiv (بدون مفعول)

تکامل یافتن، پخته شدن و شکل گرفتن یک ایده، طرح یا مفهوم.

  • Die Idee für das Buch reifte in ihm über Jahre heran.ایده کتاب سال‌ها در ذهن او شکل گرفت.
  • Sein Plan reifte langsam heran, bis er ihn schließlich umsetzte.نقشه او به تدریج پخته شد تا اینکه سرانجام آن را اجرا کرد.