reifen
رسیدن، بالغ شدن، پخته شدن
Beispiele
- Die frühesten Kirschen ''reifen'' schon im Mai.اولین گیلاسها در ماه مه میرسند.
Bedeutungen
1
intransitiv
رسیدن (میوه، محصول کشاورزی)؛ آماده برداشت شدن
- Die Äpfel reifen im Spätsommer.سیبها در اواخر تابستان میرسند.
- Der Wein reift in großen Fässern.شراب در بشکههای بزرگ میرسد.
2
intransitiv
بالغ شدن، پخته شدن (شخص، ایده، طرح)
- Mit den Jahren reift der Mensch an Erfahrung.انسان با گذشت سالها در تجربه پخته میشود.
- Seine Pläne reiften langsam zu einer konkreten Idee heran.طرحهای او به آرامی به یک ایده مشخص تبدیل شدند.