reifen

Aussprache: /ˈraɪ̯fn̩/
Wortzerlegung: rei·fen
فعل

رسیدن، بالغ شدن، پخته شدن

Beispiele

  • Die frühesten Kirschen ''reifen'' schon im Mai.اولین گیلاس‌ها در ماه مه می‌رسند.

Bedeutungen

1 intransitiv

رسیدن (میوه، محصول کشاورزی)؛ آماده برداشت شدن

  • Die Äpfel reifen im Spätsommer.سیب‌ها در اواخر تابستان می‌رسند.
  • Der Wein reift in großen Fässern.شراب در بشکه‌های بزرگ می‌رسد.
2 intransitiv

بالغ شدن، پخته شدن (شخص، ایده، طرح)

  • Mit den Jahren reift der Mensch an Erfahrung.انسان با گذشت سال‌ها در تجربه پخته می‌شود.
  • Seine Pläne reiften langsam zu einer konkreten Idee heran.طرح‌های او به آرامی به یک ایده مشخص تبدیل شدند.