heranreifen
رسیدن، بالغ شدن، تکامل یافتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
رسیدن و بالغ شدن میوه، محصول یا گیاه.
- Die Tomaten an der Pflanze reifen langsam heran.گوجهفرنگیهای روی بوته به آرامی میرسند.
- Das Obst muss erst im Kühlschrank herreifen, bevor es gegessen werden kann.میوه باید ابتدا در یخچال برسد تا بتوان آن را خورد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
رشد کردن، بزرگ شدن و به بلوغ رسیدن انسان یا حیوان.
- Die Kinder reifen in diesem Alter schnell heran.کودکان در این سن به سرعت رشد میکنند و بزرگ میشوند.
- Er reifte erst nach vielen Jahren zum Künstler heran.او پس از سالها به یک هنرمند تبدیل شد.
3
intransitiv (بدون مفعول)
تکامل یافتن، پخته شدن و شکل گرفتن یک ایده، طرح یا مفهوم.
- Die Idee für das Buch reifte in ihm über Jahre heran.ایده کتاب سالها در ذهن او شکل گرفت.
- Sein Plan reifte langsam heran, bis er ihn schließlich umsetzte.نقشه او به تدریج پخته شد تا اینکه سرانجام آن را اجرا کرد.