ausreifen
رسیدن کامل (میوه)، به بلوغ رسیدن، کامل شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
(میوه، محصول) کاملاً رسیدن، بالغ شدن.
- Die Tomaten sind endlich auf dem Feld ausgereift.گوجهفرنگیها بالاخره در مزرعه کاملاً رسیدند.
- Die Trauben müssen noch ein paar Wochen ausreifen, bevor sie geerntet werden können.انگورها باید چند هفته دیگر برسند تا بتوان آنها را برداشت کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
(ایده، طرح، شخصیت) کامل شدن، پخته شدن، به بلوغ رسیدن.
- Seine Idee ist noch nicht ausgereift genug, um sie umzusetzen.ایده او هنوز به اندازه کافی پخته نشده است تا اجرا شود.
- Die Persönlichkeit des jungen Mannes ist noch nicht vollständig ausgereift.شخصیت مرد جوان هنوز کاملاً به بلوغ نرسیده است.