ausreifen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌraɪ̯fn̩/
Worttrennung: aus·rei·fen
فعل

رسیدن کامل (میوه)، به بلوغ رسیدن، کامل شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

(میوه، محصول) کاملاً رسیدن، بالغ شدن.

  • Die Tomaten sind endlich auf dem Feld ausgereift.گوجه‌فرنگی‌ها بالاخره در مزرعه کاملاً رسیدند.
  • Die Trauben müssen noch ein paar Wochen ausreifen, bevor sie geerntet werden können.انگورها باید چند هفته دیگر برسند تا بتوان آن‌ها را برداشت کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

(ایده، طرح، شخصیت) کامل شدن، پخته شدن، به بلوغ رسیدن.

  • Seine Idee ist noch nicht ausgereift genug, um sie umzusetzen.ایده او هنوز به اندازه کافی پخته نشده است تا اجرا شود.
  • Die Persönlichkeit des jungen Mannes ist noch nicht vollständig ausgereift.شخصیت مرد جوان هنوز کاملاً به بلوغ نرسیده است.