reihern

Aussprache: /ˈʁaɪ̯ɐn/
Wortzerlegung: rei·hern
فعل

استفراغ کردن، بالا آوردن (عاميانه)

Beispiele

  • Der Sturzbetrunkene hatte überall auf den Tresen ''gereihert.مرد مستِ پاتیل روی تمام پیشخوان بار بالا آورده بود.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

(عامیانه، نسبتاً وقیح) استفراغ کردن، بالا آوردن

  • Nach der Party musste er die ganze Nacht reihern.بعد از مهمانی، او تمام شب را استفراغ کرد.
  • Mir ist so schlecht, ich glaube, ich muss gleich reihern.حالم خیلی بد است، فکر کنم الان باید بالا بیاورم.