anreihen
ردیف کردن، به صف کردن، اضافه کردن به یک ردیف
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas anreihen)
چیزی را به یک ردیف موجود اضافه کردن یا به هم متصل کردن؛ در کنار چیزی قرار دادن.
- Die Perlen wurden zu einer Kette aneinandergereiht.مرواریدها به صورت یک گردنبند به هم ردیف شدند.
- Er reihte die Bücher ordentlich an das Regal an.او کتابها را مرتب به قفسه اضافه کرد.
2
sich + an + Akkusativ
به یک صف یا ردیف موجود پیوستن، در کنار چیزی قرار گرفتن.
- Die Autos reihten sich hintereinander auf.ماشینها پشت سر هم در صف قرار گرفتند.
- Die Zuschauer reihten sich an die Absperrung an.تماشاگران در کنار موانع صف کشیدند.