umreihen
مرتب کردن مجدد، بازچینی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umreihen)
ترتیب یا جایگاه چیزی یا کسی را در یک ردیف یا صف تغییر دادن، دوباره مرتب کردن، بازچینی کردن.
- Der Lehrer reihte die Schüler nach Größe um.معلم دانشآموزان را بر اساس قد دوباره مرتب کرد.
- Wir müssen die Bücher im Regal umreihen.ما باید کتابها را در قفسه دوباره بچینیم.