reihum

Aussprache: /ˈʁaɪ̯ʔʊm/
Wortzerlegung: reih·um
قید

نوبتی، دور به دور، یکی پس از دیگری

Beispiele

  • Die Fotos gingen ''reihum''.عکس‌ها نوبتی رد شدند.
  • Reihum'' wurden die Menschen immer leiser.دور به دور، مردم آرام‌تر می‌شدند.
  • Er grüßte ''reihum'' und bat, seine Frau zu entschuldigen.او یکی پس از دیگری سلام کرد و خواستار عذرخواهی همسرش شد.