فعل
قافیه ساختن، همقافیه بودن
معانی و تعاریف reimen:
- کلمات را با قافیه به هم وصل کردن، شعر سرودن
- منطقی بودن، با هم جور درآمدن (معمولاً به صورت منفی)
جملات نمونه برای reimen:
Er kann gut ''reimen.''
او میتواند خوب قافیه بسازد.
Man kann das Wort „fein“ auf „klein“ ''reimen.''
میتوان کلمه «fein» را با «klein» همقافیه کرد.
Die Strophen des Sonetts wurden schlecht ''gereimt.''
بندهای غزل بد قافیهبندی شده بودند.