reimfertig

Aussprache: /ˈraɪ̯mfɛrtɪç/
Worttrennung: reim·fer·tig
صفت

دارای قریحه‌ی شاعری، خوش‌قریحه در سرودن شعر، چابک در قافیه‌سازی

Bedeutungen

1

دارای استعداد و سرعت عمل در سرودن شعر، به ویژه در یافتن قافیه‌ها و وزن مناسب؛ چابک در شعرگویی.

  • Der Dichter war bekannt dafür, sehr reimfertig zu sein und spontan Gedichte zu schreiben.این شاعر به خاطر اینکه در قافیه‌سازی بسیار چابک بود و بداهه‌سرایی می‌کرد، شناخته شده بود.
  • Für die Feier suchten wir jemanden, der reimfertig ist, um ein lustiges Gedicht vorzutragen.برای جشن، ما به دنبال کسی بودیم که در سرودن شعر خوش‌قریحه باشد تا یک شعر طنز بخواند.
  • Er war überrascht, wie schnell sein Freund reimfertig war und einen passenden Vers fand.او از اینکه دوستش چقدر سریع در قافیه‌سازی ماهر بود و یک بیت مناسب پیدا کرد، شگفت‌زده شد.