reinfeiern

Aussprache: /ˈraɪ̯nˌfaɪ̯ɐn/
Wortzerlegung: rein·fei·ern
فعل

شب قبل از تولد یا مناسبت خاص، جشن گرفتن و تا نیمه‌شب بیدار ماندن

Beispiele

  • Carola wollte mit allen Freunden in ihren 18. Geburtstag ''reinfeiern''.کارولا می‌خواست با همه دوستانش در تولد ۱۸ سالگی‌اش جشن بگیرد و تا نیمه‌شب بیدار بماند.

Bedeutungen

1 in + Akkusativ (Zeit), in + Dativ (Ort)

با جشن گرفتن، وارد یک زمان جدید (مثلاً سال نو) شدن یا در یک مکان خاص جشن گرفتن.

  • Wir haben Silvester in das neue Jahr reingefeiert.ما شب سال نو را با جشن گرفتن وارد سال جدید شدیم.
  • Sie wollen in den Geburtstag ihres Freundes reinfeiern.آن‌ها می‌خواهند با جشن گرفتن وارد روز تولد دوستشان شوند.