reinhauen
محکم زدن، ضربه زدن، با جدیت کار کردن، زیاد خوردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas reinhauen)
(غیررسمی) با شدت و قدرت ضربه زدن یا چیزی را وارد کردن؛ کوبیدن.
- Er hat mit voller Wucht gegen die Tür gehauen.او با تمام قدرت به در کوبید.
- Der Boxer haute seinem Gegner ins Gesicht.بوکسور به صورت حریفش ضربه زد.
2
Akkusativ / intransitiv
(غیررسمی) با اشتها و سرعت زیاد غذا خوردن؛ به مقدار زیاد خوردن.
- Nach der langen Wanderung haben wir richtig reingehauen.بعد از پیادهروی طولانی، حسابی غذا خوردیم.
- Komm, hau rein, das Essen wird kalt!بیا، بخور، غذا سرد میشود!
3
intransitiv (بدون مفعول)
(غیررسمی) با سرعت، انرژی و جدیت زیاد کاری را انجام دادن؛ تلاش کردن.
- Wir müssen jetzt reinhauen, um die Deadline zu schaffen.ما باید الان با جدیت کار کنیم تا به ضربالاجل برسیم.
- Sie hat bei der Prüfung richtig reingehauen.او در امتحان واقعاً تلاش کرد.