reinhauen

Aussprache: /ˈʁaɪ̯nˌhaʊ̯ən/
Worttrennung: rein·hau·en
فعل

محکم زدن، ضربه زدن، با جدیت کار کردن، زیاد خوردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas reinhauen)

(غیررسمی) با شدت و قدرت ضربه زدن یا چیزی را وارد کردن؛ کوبیدن.

  • Er hat mit voller Wucht gegen die Tür gehauen.او با تمام قدرت به در کوبید.
  • Der Boxer haute seinem Gegner ins Gesicht.بوکسور به صورت حریفش ضربه زد.
2 Akkusativ / intransitiv

(غیررسمی) با اشتها و سرعت زیاد غذا خوردن؛ به مقدار زیاد خوردن.

  • Nach der langen Wanderung haben wir richtig reingehauen.بعد از پیاده‌روی طولانی، حسابی غذا خوردیم.
  • Komm, hau rein, das Essen wird kalt!بیا، بخور، غذا سرد می‌شود!
3 intransitiv (بدون مفعول)

(غیررسمی) با سرعت، انرژی و جدیت زیاد کاری را انجام دادن؛ تلاش کردن.

  • Wir müssen jetzt reinhauen, um die Deadline zu schaffen.ما باید الان با جدیت کار کنیم تا به ضرب‌الاجل برسیم.
  • Sie hat bei der Prüfung richtig reingehauen.او در امتحان واقعاً تلاش کرد.