reinlassen

Aussprache: /ˈʁaɪ̯nˌlasn̩/
Wortzerlegung: rein·las·sen
فعل

راه دادن به داخل، اجازه ورود دادن (عامیانه)

Bedeutungen

1 Akkusativ

عامیانه: به کسی یا حیوانی اجازه ورود به داخل خانه یا مکان بسته دادن

  • Mach die Tür auf und lass die Katze rein!در را باز کن و گربه را راه بده داخل!
  • Der Türsteher wollte mich wegen meiner Turnschuhe nicht reinlassen.دربان به خاطر کفش‌های کتانی‌ام مرا داخل راه نداد.
2 Akkusativ

هوا یا نور را به داخل راه دادن

  • Öffne das Fenster, um etwas frische Luft reinzulassen!پنجره را باز کن تا کمی هوای تازه بیاید داخل!
  • Die Vorhänge lassen viel Sonnenlicht rein.پرده‌ها نور آفتاب زیادی را به داخل راه می‌دهند.