reinpinkeln
ادرار کردن در داخل
Beispiele
- Ein paar Wasserflaschen wurden herumgereicht, entweder um daraus zu trinken oder um ''reinzupinkeln''.چند بطری آب در اطراف توزیع شد، چه برای نوشیدن از آنها و چه برای ادرار کردن در داخل آنها.
Bedeutungen
1
in + Akkusativ (جهت) / in + Dativ (مکان)
(به صورت عامیانه و غیررسمی) داخل چیزی ادرار کردن
- Das Kind hat in die Hose reingepinkelt.بچه در شلوارش ادرار کرده بود.
- Wer hat denn hier in den Pool reingepinkelt?چه کسی اینجا در استخر ادرار کرده است؟