فعل
با فشار و سختی در چیزی جا دادن یا جا گرفتن، چپاندن
معانی و تعاریف reinquetschen:
- چیزی را با فشار و سختی در جایی که فضای کمی دارد، جا دادن (معمولاً در گفتار روزمره).
جملات نمونه برای reinquetschen:
„Wie viele wertvolle Sklaven, Gold, Waffen und sonstige Wertgegenstände kann man da wohl ''reinquetschen''?“
«چه تعداد برده ارزشمند، طلا، اسلحه و سایر اشیاء قیمتی را میتوان در آنجا چپاند؟»
Wir mussten alle in das kleine Auto reinquetschen.
ما مجبور شدیم همه را در ماشین کوچک جا دهیم.
Er hat noch ein paar Bücher in die volle Tasche reingequetscht.
او چند کتاب دیگر را در کیف پر جا داد.