reinreiten
سوار شدن به داخل، وارد شدن (به موقعیت ناخوشایند)
Bedeutungen
1
Akkusativ
با اسب یا وسیله نقلیه مشابه وارد مکانی شدن
- Der Cowboy ritt in die Stadt rein.گاوچران با اسب وارد شهر شد.
- Sie sind in den Wald reingeritten.آنها با اسب وارد جنگل شدند.