fortreisen
سفر کردن، رفتن از جایی (برای مدتی)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به سفر رفتن و از مکانی دور شدن؛ ترک کردن یک مکان برای سفر.
- Sie reisten gestern fort und kommen nächste Woche zurück.آنها دیروز به سفر رفتند و هفته آینده برمیگردند.
- Der Künstler reiste fort, um Inspiration zu finden.هنرمند برای یافتن الهام به سفر رفت.