nachreisen

Aussprache: /ˈnaːxˌʁaɪ̯zn̩/
Wortzerlegung: nach·rei·sen
فعل

بعداً سفر کردن به جایی که کسی رفته است، دنبال کسی سفر کردن

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ)

بعد از کسی یا چیزی به مکانی سفر کردن، به دنبال کسی رفتن

  • Sie ist ihrem Mann nach Berlin nachgereist.او به دنبال همسرش به برلین سفر کرد.
  • Die Familie wird den Freunden später nachreisen.خانواده بعداً به دوستانشان ملحق خواهند شد (با سفر).