weiterreisen
ادامه دادن سفر، سفر کردن
Beispiele
- In italienischen Flüchtlingsunterkünften sind derzeit rund 76.000 Menschen untergebracht, von denen viele nach Nordeuropa ''weiterreisen'' wollen.در حال حاضر حدود ۷۶۰۰۰ نفر در مراکز نگهداری پناهندگان در ایتالیا اسکان داده شدهاند که بسیاری از آنها میخواهند به اروپای شمالی سفر کنند.
Bedeutungen
1
ohne Objekt / zu + Dativ / nach + Dativ
سفر کردن یا حرکت کردن به سمت یک مکان دیگر یا ادامه دادن سفر.
- Nach einer kurzen Pause sind wir weitergereist.بعد از یک استراحت کوتاه، ما به سفر ادامه دادیم.
- Wir müssen morgen früh weiterreisen, um pünktlich anzukommen.ما باید فردا صبح به سفر ادامه دهیم تا به موقع برسیم.