reisiggedeckt

Aussprache: /ˈʁaɪ̯sɪçɡəˈdɛkt/
Worttrennung: rei·sig·ge·deckt
صفت

پوشیده شده با شاخه‌های کوچک و خشک درختان (مانند جارو)

Beispiele

  • Ein hoher, ''reisiggedeckter'' Baldachin überdachte ihn.یک سایبان بلند که با شاخه‌های کوچک و خشک پوشیده شده بود، بالای سر او قرار داشت.