reissen

Aussprache: /ˈʁaɪ̯sn̩/
Wortzerlegung: reis·sen
Wort

پاره کردن، گسستن

Bedeutungen

1 Akkusativ

پاره کردن، دریدن (چیزی را با زور یا خشونت پاره کردن)

  • Er riss das Papier in kleine Stücke.او کاغذ را به تکه‌های کوچک پاره کرد.
  • Das Kind hat die Seite aus dem Buch gerissen.کودک صفحه را از کتاب پاره کرده است.
2 Intransitiv (mit sein)

پاره شدن، گسیخته شدن (به صورت ناگذر، معمولاً با sein)

  • Das Seil ist gerissen.طناب پاره شد.
  • Ihr Geduldsfaden riss, und sie schrie ihn an.رشته صبرش پاره شد و سر او فریاد زد.
3 Akkusativ

کشیدن، چنگ زدن (چیزی را با سرعت یا خشونت از جایی برداشتن)

  • Er riss ihr die Tasche aus der Hand.او کیف را از دستش قاپید.
  • Der Wind riss die Mütze vom Kopf.باد کلاه را از سرش کند.
4 sich + an + Akkusativ

خود را به چیزی زدن، خود را زخمی کردن (بازتابی)

  • Sie hat sich an einem Nagel gerissen.او خودش را به یک میخ زخمی کرد.
  • Pass auf, dass du dich nicht an der scharfen Kante reißt.مراقب باش که خودت را به لبه تیز نزنی.