wegreisen
ترک کردن، رفتن، عزیمت کردن
Bedeutungen
1
von + Dativ (اختیاری)
ترک کردن یک مکان با سفر، عزیمت کردن به جایی دیگر.
- Wir reisen morgen von Berlin weg.ما فردا از برلین عزیمت میکنیم.
- Sie ist gestern nach Italien weggereist.او دیروز به ایتالیا سفر کرد و رفت.