ausreisen
خارج شدن (از کشور)
Bedeutungen
1
Intransitiv (ohne Objekt)
کشور خود را ترک کردن و به کشور دیگری رفتن، مهاجرت کردن، خروج از کشور.
- Viele junge Menschen wollen nach dem Studium ins Ausland ausreisen.بسیاری از جوانان میخواهند پس از تحصیل به خارج از کشور مهاجرت کنند.
- Er musste seine Aufenthaltsgenehmigung verlängern, bevor er wieder ausreisen konnte.او مجبور بود مجوز اقامت خود را تمدید کند قبل از اینکه بتواند دوباره خارج شود.