heimreisen
به خانه سفر کردن، به وطن بازگشتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به خانه یا وطن خود سفر کردن و بازگشتن.
- Nach vielen Jahren im Ausland reiste sie endlich heim.پس از سالها دوری از وطن، او سرانجام به خانه بازگشت.
- Die Familie plant, über Weihnachten heimzureisen.خانواده قصد دارد در ایام کریسمس به خانه سفر کند.