hinausreiten
بیرون اسبسواری کردن، از جایی به بیرون اسبسواری کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با اسب از جایی بیرون رفتن یا به سمت بیرون تاختن.
- Er ritt mit seinem Pferd aus dem Wald hinaus.او با اسبش از جنگل بیرون تاخت.
- Die Reiter sind gestern ins Gelände hinausgeritten.سوارکاران دیروز به سمت بیرون دشت اسبسواری کردند.