ausreiten
سوارکاری (در بیرون)، مسابقه اسبسواری دادن
Bedeutungen
1
intransitiv
برای سواری بیرون رفتن
- Wir wollen heute Nachmittag ausreiten.ما میخواهیم امروز بعدازظهر به سواری برویم.
- Sie ist oft in den Wald ausgeritten.او اغلب به جنگل اسبسواری میرفت.