losreiten
شروع به تاختن کردن، به سمت چیزی تاختن
Bedeutungen
1
intransitiv
شروع به حرکت کردن، سوار بر اسب به راه افتادن
- Die Cowboys ritten bei Sonnenaufgang los.کابویها هنگام طلوع آفتاب به راه افتادند.
- Nach einer kurzen Pause ritten sie wieder los, um ihr Ziel zu erreichen.پس از یک استراحت کوتاه، آنها دوباره به راه افتادند تا به مقصد خود برسند.