فعل
جذاب بودن، وسوسه کردن، تحریک کردن
معانی و تعاریف reizen:
- تحریک کردن، وسوسه کردن (چیزی را جذاب کردن)
- آزار دادن، اذیت کردن (پوست، چشم، گلو)
- (مجازی) عصبانی کردن، خشمگین کردن
جملات نمونه برای reizen:
„Der Berg ''reizt'' und lockt den Bergsteiger, und dieser erlebt mit der Besteigung eine innere Bereicherung.“
«کوه کوهنورد را وسوسه میکند و به خود میخواند و کوهنورد با صعود به آن، به غنای درونی دست مییابد.»
Das Angebot reizt mich sehr.
این پیشنهاد مرا بسیار وسوسه میکند.
Die Herausforderung reizt ihn.
این چالش او را تحریک میکند.