aufreizen
تحریک کردن، برانگیختن، عصبانی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را تحریک کردن، عصبانی کردن یا به انجام کاری واداشتن (معمولاً منفی)
- Seine ständigen Beleidigungen reizten sie zur Weißglut auf.توهینهای مداوم او، او را به شدت عصبانی کرد.
- Man sollte Kinder nicht gegeneinander aufreizen.نباید بچهها را علیه یکدیگر تحریک کرد.
2
Akkusativ
از نظر جنسی تحریک کردن، برانگیختن
- Ihre knappe Kleidung wirkte auf viele Männer aufreizend.لباسهای کوتاه او برای بسیاری از مردان تحریککننده بود.
- Er versuchte, sie mit seinen Worten aufzureizen.او سعی کرد با حرفهایش او را تحریک کند.