herumrekeln
خود را دراز کردن و وول خوردن، خود را کش و قوس دادن
Bedeutungen
1
sich + auf/in + Dativ
با تنبلی و بیحالی دراز کشیدن یا لم دادن، ولو شدن و وول خوردن.
- Er rekelt sich auf dem Sofa herum und schaut fern.او روی مبل ولو میشود و تلویزیون تماشا میکند.
- Die Katze rekelt sich in der Sonne herum.گربه در آفتاب خود را کش و قوس میدهد.