rekommandieren

Aussprache: /ˌrekommanˈdiːrən/
Wortzerlegung: re·kom·man·die·ren
فعل

ثبت کردن (نامه یا بسته پستی)، توصیه کردن (به عنوان مناسب)

Beispiele

  • Natürlich schrieb ich ihm erregt, aber . . . Nahuys hat den Brief nicht ''rekommandieren'' lassen.البته با هیجان برایش نوشتم، اما... ناهویز نامه را ثبت نکرده بود.

Bedeutungen

1 Dativ + Akkusativ

(به کسی چیزی را) توصیه کردن، پیشنهاد کردن (معمولاً رسمی یا کتبی)

  • Der Arzt rekommandierte ihm eine Kur zur Genesung.پزشک به او یک دوره درمانی برای بهبودی توصیه کرد.
  • Ich kann dieses Restaurant wärmstens rekommandieren.من می‌توانم این رستوران را به گرمی توصیه کنم.
2 Akkusativ

(کسی را) معرفی کردن، سفارش کردن (برای کاری یا موقعیتی)

  • Er wurde für die Position von seinem ehemaligen Chef rekommandiert.او برای این موقعیت توسط رئیس سابقش معرفی شد.
  • Sie rekommandierte ihren Freund für die freie Stelle in der Firma.او دوستش را برای شغل خالی در شرکت معرفی کرد.