rekonstituieren
بازسازی کردن، احیا کردن، دوباره تشکیل دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas rekonstituieren)
مادهای را با افزودن مایع به حالت اولیه بازگرداندن؛ یا یک ساختار، گروه یا سازمان را دوباره تشکیل دادن.
- Das Pulver muss mit Wasser rekonstituiert werden.پودر باید با آب بازسازی شود.
- Die alte Band hat sich für ein letztes Konzert rekonstituiert.گروه قدیمی برای یک کنسرت آخر دوباره تشکیل شد.